الشيخ أبو الفتوح الرازي
256
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
بعضى دگر ( 1 ) گفتند : * ( تُؤْتِي الْمُلْكَ ) * ( 2 ) ، ملك معرفت است ، چنان كه سحره ( 3 ) فرعون را داد . * ( وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ ) * ، چنان كه با بلعام باعورا كرد ، و اين بر تأويل توفيق و خذلان ( 4 ) باشد . بعضى ديگر ( 5 ) گفتند : قيام اللَّيل است ، شب برخاستن ( 6 ) و در شب كار معاد ساختن ، من خاف ادلج و من ادلج بلغ المنزل ، هر كه ترسد شبگير كند و هر كه شبگير كند به منزل رسد . شبلى گفت : هو الاستغناء ( 7 ) باللَّه عمن سواه ( 8 ) ، آن است كه به خدا مستغنى باشى ( 9 ) از جز خدا . واسطى گفت : چون ابناء [ دنيا و ملوك ] ( 10 ) به ملك فخر آوردند ( 11 ) ، حق تعالى باز نمود كه : ملك عاريت ( 12 ) است بر كس ( 13 ) بنماند ، هر روز جاى ديگر باشد . حسن بصرى چون حديث دنيا رفتى ، به اين بيت تمثّل كردى : اليوم عندك دلَّها و حديثها و غدا لغيرك كفّها و المعصم بهلول مجنون من ( 14 ) عقلاء المجانين بود ( 15 ) ، در عرفات هودج هارون الرّشيد ( 16 ) ديد كه ( 17 ) مىآوردند و مردم را مىزدند و مىراندند ( 18 ) . بر بالاى رفت و آواز داد و گفت : اى
--> ( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : و بعضى ديگر ، مج : و بعضى ديگر . ( 2 ) . اساس من تشاء ، با توجّه به ضبط مج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد . ( 3 ) . وز : شجره . ( 4 ) . دب كرده . ( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ديگر . ( 6 ) . مج : دشب خاستن / در شب خاستن ، دب ، لب ، مب ، مر : شب خواستن ، ديگر نسخه بدلها : شب خاستن . ( 7 ) . مج : الاستعلاء . ( 8 ) . اساس كه نو نويس است : عن النّاس ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 9 ) . اساس كه نو نويس است : باشد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 10 ) . در اساس كلمه زير وصّالى رفته است ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 11 ) . اساس : آورند ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 12 ) . دب : بر عاريت . ( 13 ) . دب : به كسى ، لب ، مر : بر كسى . ( 14 ) . اساس : از ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 15 ) . مب و . ( 16 ) . فق را . ( 17 ) . مج : ندارد . ( 18 ) . دب ، آج ، لب ، فق : ندارد .